مجموعة مؤلفين
314
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
آخر الامر ، به مرافعه كشيده در خيال كتك زدن او شديم ، چون ميان بست و متعلق به حضرت رضا عليه السلام بود در بين دعوا ، خشت پارچه ، به پشت دست بنده رسيد و جراحت برداشت . « 1 » بعد از گفتگو و مجادله زياد و جمع شدن مردم اطرافى ، آخر به يك قران ديگر آن ترك زبان نافهم را از خود دور ساخته و سوار شده ، دو ساعت از شب گذشته وارد به قريه عباس آباد « 2 » شديم . اهالى اين قلعه ، اتاقى صحيحى از براى ما نمى دادند ، آخر به ضرب شمشير يك باب اتاق كه محل سكناى محمدتقى نام بود تخليه و در آنجا بسر برديم ، ساير نوكران در خارج متوجه دواب و اموال بودند . و دراين شب ، از قنات اين قريه ماهى فراوانى صيد نموديم ، مسافت چهار فرسنگ بود . [ وضعيت عمومى شهر نيشابور ] روز 17 ماه مذكور [ رمضان ] : از محل مزبور حركت ، هنگام ظهر به قصبه نيشابور رسيده به رباط خارج دروازه ورود نموديم . روز 18 [ رمضان ] : صبح به سياحت بازار و برج و بارو و اطراف شهر نيشابور رفتيم از توجه حضرت مستطاب اشرف و الا شاهزاده نيرالدوله « 3 » و رسيد گى « 4 » نواب و الا آقاى فتح السلطنه « 5 » در نهايت آبادى و تميزى ديده شد . عصر آن روز ، شيخ فتح الله ، پهلوان نامى نيشابور ، كه خبر ورود بنده را شنيده بود مرا به ورزشخانه « 6 » دعوت نمود و دراين فرصت دو نفر پهلوان نامى كه يكى ولى محمد تربتى ساكن حقن
--> ( 1 ) . اصل : شد ( 2 ) . روستايى از توابع بخش مركزى شهرستان نيشابور است . اين روستا در دهستان فضل قرار دارد . همان ( 3 ) . سلطان حسين ميرزا نيرالدوله نوه فتحعلى شاه معروف به شاهزاده پيشخدمت . تا سال 1305 ق حاكم نيشابوروسپس استاندار و نايب التوليه آستان قدس رضوى بودودرسال در 1330 ق ، پس از آشوبهايى كه در مشهد رخ داد و روسها صحن و گنبد امام رضا ( ع ) را به توپ بستند ، نيرالدوله به حكومت خراسان تعيين و روانه آن ديار شد . بانك اطلاعات رجال ايران ( 4 ) . اصل : رسيده گى ( 5 ) . فتح الله ميرزا بن سلطان حسين ميرزا ، پسر نير الدوله ( 6 ) . جاى كشتى گرفتن و ورزش نمودن كشتى گيران ، جائى كه در آن به تمرينهاى بدنى پردازند ، زورخانه . دهخدا ، ذيل واژه